قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2205
تاريخ الفي ( فارسى )
علماى ثلاثه گفتند : غرض آن است كه چون شما به شريعت غرّاى مصطفوى و ملّت بيضاى محمّدى مقيّديد و مىدانيد كه در شرع شريف تخريب بلاد و تعذيب عباد جايز نيست ؛ خصوصا كسانى را كه داعيهء سلطنت دارند . و الحال كار به جايى رسيده كه عروس معمورهء عالم ، كه خراسان است ، روى به خرابى نهاده و اين معنى ، موجب بدنامى شما خواهد شد . ما شهر مرو را تسليم شما مىكنيم ، اما به شرط آنكه از [ 260 ب ] تركمانان سپاه شما به هيچ احدى از آحاد النّاس اين ولايت ضررى و آسيبى نرسد . اميران اين معنى را قبول كرده ، در اين باب عهود و مواثيق نوشتند و علماى ثلاثه مسرور و مبتّهج به جانب شهر مرو معاودت نموده كليد شهر را نزد طغرل بيگ و چغرى بيگ فرستادند « 1 » . روز بعد هر دو برادر به شهر مرو درآمدند و امير چغرى بيگ به اشارهء برادر بزرگ نوّاب و عمّال تعيين نموده به عمارت و زراعت فرمان داد « 2 » و استمالتنامهاى به اطراف و جوانب ولايت نوشته رعايا را طلب داشتند . و در شهر مرو خطبه به نام طغرل بيگ خواندند و امارت جيوش بر چغرى بيگ مقرّر شد . سباشى در دهستان چون بر حقيقت حال اطلاع يافت دود حيرت به كاخ دماغ او متصاعد گشت و با وجود آنكه مىدانست كه آل سلجوق مؤيّد من عند اللّهاند و مقاومت ايشان كردن از جملهء محالات است ، حشر بسيار از سوار و پياده جمع آورده بار ديگر متوجّه حرب ايشان شد . چون اميران از توجّه سباشى خبر يافتند ، همان علماى ثلاثه را طلب داشته صورت حال را با ايشان در ميان نهادند و از حال رضاى رعيّت مرو از سلجوقيّه استفسار نمودند . علماى ثلاثه در جواب گفتند : وضيع و شريف ، بزرگ و كوچك ، خواهان دولت سلجوقيّهاند و اصلا ايشان را با اين دولت غدرى و مكرى در خاطر نيست ؛ چراكه ، چندان خيرات و مبرّات از شما به ايشان رسيده كه زبان ناطقه از بيان آن عاجز است و متوطّنان اين ديار در امداد شما به جان و مال دريغ نخواهند داشت . القصّه ، چون اميران را خاطر از رهگذر شهر مرو مطمئن گشت ، از قبل خود نايبى عادل منصف در شهر تعيين نموده به تهيّهء اسباب جدال و قتال پرداخته با لشكرى آراسته بيرون آمدند . و از آن جانب ، سباشى نيز با لشكرى انبوه متوجّه ايشان شد . و بعد از تلاقى فريقين از مبدأ طلوع آفتاب تا وقت غروب آفتاب نايرهء قتال و جدال اشتعال داشت و حاكم تيغ به فيصل
--> ( 1 ) . ديگر شهرهاى بزرگ خراسان از جمله نيشابور و هرات داوطلبانه تسليم سلجوقيان شدند . در همهء اين موارد اعيان و زمينداران پيش قدم صلح بودند ؛ - تاريخ ايران ، پژوهش دانشگاه كيمبريج ، ج 5 ، ص 28 ؛ باسورث ، تاريخ غزنويان ، ص 266 . البته اين تسليم بيشتر انگيزهء اقتصادى داشت تا سياسى ؛ - تاريخ ايران ، پژوهش دانشگاه كيمبريج ، ج 4 ، ص 169 . ( 2 ) . باسورث ، تاريخ غزنويان ، ص 65 - 252 .